تو رفتی و پس از رفتنت
باران چه معصومانه می بارد

|
...
تو رفتی و پس از رفتنت باران چه معصومانه می بارد
+ نوشته شده توسط میثم سعیدی فرید در چهارشنبه 1387/03/08 و ساعت
18:33 |
گفتمش
دل ميخری ؟ پرسيد چند ؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند . . . خنده كرد و دل ز دستان ربود تا به خود بازآمدم او رفته بود ... دل زدستش روي خاك افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود ... + نوشته شده توسط میثم سعیدی فرید در دوشنبه 1387/02/30 و ساعت
14:44 |
اين عكس قدرت زيادي در تسخير اذهان دارد و مي تواند ساعتها مغز انسان را بازيچه خود قرار دهد . من به شخصه در طول ۴۸ ساعت گذشته بارها و بارها اين عكس را ديدم و به اهداف كشيدن اين تصوير فكر كردم و به نتايج مختلفي رسيدم :
... خيلي دوست دارم نظر همه خوانندگان اين متن رو بدونم به خصوص تو دوست عزيزم . چرا شك مي كني . اتفاقا" منظورم خودت هستي كه تعجب كردي . منتظرم ... + نوشته شده توسط میثم سعیدی فرید در شنبه 1387/01/24 و ساعت
17:16 |
و ناگهان چه زود دیر می شود ... چه زیبا و آهسته تعطیلات عیدمان تمام شد . سفره های هفت سین دلمان را جمع نکنیم تا دلهایمان بوی سبزه را فراموش نکند . عشق کلمه پر مهری است که ماهیهای قرمز در لحظه تحویل سال نو به یکدیگر نثار می کنند و عاشقانه می رقصند . پس فراموش مکن این کلمه را که با آن می توان عاشقانه رقصید و لذت برد . دل ما حال پریشان دارد و در این نقش بلورین زمان چه شقایق آسا و چه مریم گونه به مسیر تک و تنها بودن چه شناور ماندست کاش آن مرغک سرگردان که پناهی خواهد به سر شاخه این دل قدمی بگذارد و نگاه دل تنهای مرا به گذار پر زیبای خودش سبز کند + نوشته شده توسط میثم سعیدی فرید در دوشنبه 1387/01/19 و ساعت
19:38 |
سلام
بهاری نو در راه است و برگهای درخت قلبمان چه زیبا سبز می شود . چه زیباست آن لحظه که ماهیهای تنگ بلورین سفره هفت سین سال نو را با لرزیدن جشن می گیرند . کاش دلهایمان نیز دوباره از آغاز بتپد و دوباره مهربانی را از سر بگیرد . به امید سالی خوب و پر برکت برای همگان عید باستانی ایران زمین مبارک
+ نوشته شده توسط میثم سعیدی فرید در یکشنبه 1386/12/26 و ساعت
14:16 |
|
|